در دنیای پرشتاب امروز، رقابتپذیری سازمانها و صنایع به شدت به توانایی آنها در نوآوری و پیشرفت مستمر وابسته است. هسته اصلی این توانمندی، بخش تحقیق و توسعه (R&D) است. با این حال، برخی رویکردهای مدیریتی و ساختاری میتوانند به مانعی جدی بر سر راه اثربخشی R&D تبدیل شوند. یکی از این موانع، “نگاه جزیرهای” است؛ رویکردی که در آن بخشهای مختلف یک سازمان یا صنعت، به صورت مستقل و جدا از هم عمل میکنند و از ارتباط، همکاری و یکپارچگی لازم با یکدیگر باز میمانند. این تفکر به جای تقویت همافزایی و تشکیل “ابرشرکتهای” قدرتمند، به تجزیه و تفکیک عناصر منجر میگردد.
تجلی تفکر جزیرهای در صنایع ایران
مفهوم “نگاه جزیرهای” در ساختاردهی و واگذاری بسیاری از شرکتهای بزرگ دولتی در ایران به بخشهای خصوصی یا شبهدولتی، به وضوح قابل مشاهده است. به جای اصلاح ساختاری و تبدیل این شرکتها به ابرشرکتهای یکپارچه پیش از واگذاری، شاهد تفکیک اجزای کلیدی زنجیره ارزش بودهایم که پیامدهای نامطلوبی را در پی داشته است:
- صنایع فولاد: در حالی که در کشورهای توسعهیافته، معادن سنگ آهن و زغال سنگ و واحدهای کنسانترهسازی به شرکتهای فولادسازی ملحق میشوند تا یکپارچگی در تأمین مواد اولیه تضمین شود، در ایران معادن و صنایع فولادی به صورت جداگانه خصوصیسازی شدهاند. این تفکیک اجباری، فولادسازان را ناگزیر به دریافت وامهای سنگین از بانکها برای تأمین سرمایه در گردش و خرید مواد خام میکند. نتیجه این امر، بدهکاری فزاینده فولادسازان، افزایش نقدینگی در جامعه و در نهایت، تشدید تورم در اقتصاد کشور است.
- صنایع خودروسازی: نمونهای دیگر از این تفکیک، جداسازی بسیاری از شرکتهای قطعهسازی از شرکتهای مادر خودروساز به بهانه “فروش اموال مازاد” است. این اقدام نه تنها تبعات تورمی به همراه داشته، بلکه بستر مناسبی برای توافقات خرید قطعه میان دو شرکت مستقل، فاکتورسازی و بروز فساد را فراهم آورده است. علاوه بر این، مشاهده شده که کرسیهای هیئتمدیره جدید در این شرکتهای مستقل، صرفاً با هدف ایجاد فرصتهای شغلی برای اشخاص خاص و دریافت حقوق بدون ارزش افزوده واقعی، شکل گرفتهاند.
- صنایع دیگر: این معضل به فولاد و خودرو محدود نمیشود. در اوایل دهه ۶۰، دو شرکت صنایع آذرآب و ماشینسازی اراک که پیشتر یک واحد یکپارچه بودند، به دو شرکت مجزا تبدیل شدند. همچنین در صنایع نفت، از آغاز دهه ۸۰، پتروشیمیها و پالایشگاهها ابتدا از زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران خارج و سپس به صورت مستقل و ادغامنشده واگذار گردیدند که همگی نمونههای بارز این “تفکر جزیرهای” هستند.
پیامدهای مخرب نگاه جزیرهای بر تحقیق و توسعه (R&D)
نگاه جزیرهای به طور خاص بر عملکرد بخش تحقیق و توسعه پیامدهای منفی جدی و گستردهای دارد که میتواند مانع از پیشرفت، نوآوری و رقابتپذیری صنایع گردد:
- عدم همافزایی و تکرار موازیکاری:
نبود تبادل دانش و اطلاعات بین بخشهای مختلف (مانند R&D یک واحد فولادسازی و بخش معدنِ تأمینکننده آن)، منجر به انجام تحقیقات موازی و تکراری میشود. هر بخش به صورت مجزا روی مسائل خود کار میکند، بدون اینکه از دستاوردها، چالشها و نیازهای بخشهای دیگر آگاه باشد. این وضعیت، هدررفت منابع مالی و انسانی را در پی دارد و از ایجاد نوآوریهای مشترک و کارآمد جلوگیری میکند.
- عدم دیدگاه جامع و استراتژیک در R&D:
تحقیق و توسعه اثربخش نیازمند یک دیدگاه جامع به کل زنجیره ارزش سازمان و اهداف استراتژیک بلندمدت آن است. نگاه جزیرهای این دیدگاه جامع را از بین میبرد و R&D را به مجموعهای از پروژههای پراکنده و کوتاهمدت محدود میکند. تصمیمات R&D در چنین فضایی، اغلب تنها برای حل مشکلات جزئی یک بخش اتخاذ میشوند، بدون توجه به تأثیر آنها بر کل سیستم، فرصتهای جدید بازار یا روندهای جهانی.
- کندی فرآیند نوآوری و ورود به بازار:
بزرگترین نوآوریها معمولاً نتیجه همکاری بینبخشی و تلفیق دانشهای گوناگون هستند. در ساختار جزیرهای، موانع ارتباطی شدیداً فرآیند تبدیل ایدهها به محصولات قابل تجاریسازی را کند میکنند. هماهنگی ضعیف بین تیمهای R&D با بخشهای تولید، بازاریابی و فروش، منجر به توسعه محصولاتی میشود که ممکن است نیازهای واقعی بازار را برآورده نکنند یا فرآیند تولید آنها از لحاظ اقتصادی توجیهناپذیر باشد.
- مشکل در تأمین مالی و سرمایهگذاری بلندمدت در R&D:
چالشهای تأمین سرمایه در گردش، که در اثر جداسازی بخشها ایجاد میشود، به طور مستقیم بر بودجه تحقیق و توسعه تأثیر منفی میگذارد. شرکتها به جای سرمایهگذاری در R&D که بازگشت سرمایه بلندمدت دارد و برای بقای آنها حیاتی است، مجبورند نقدینگی خود را صرف تأمین مواد اولیه یا بازپرداخت وامها کنند. این امر، فعالیتهای نوآورانه را به حاشیه میراند و آنها را قربانی مشکلات مالی روزمره میکند.
- کاهش شدید رقابتپذیری:
در بازارهای جهانی، شرکتهایی موفق و پیشرو هستند که دارای توانمندیهای R&D یکپارچه و پویا باشند. آنها میتوانند به سرعت به تغییرات تکنولوژی و نیازهای بازار واکنش نشان دهند و محصولات و خدمات رقابتیتری تولید کنند. نگاه جزیرهای، شرکتهای داخلی را در مقابل ابرشرکتهای جهانی که دارای زنجیره ارزش یکپارچه و R&D قوی هستند، بسیار آسیبپذیر میکند و توانایی آنها را برای کسب مزیت رقابتی پایدار به شدت تضعیف مینماید.
- بستری برای ناکارآمدی و فساد:
تفکیک غیرمنطقی بخشها میتواند زمینهساز ایجاد توافقات خرید داخلی غیرشفاف، فاکتورسازی و حتی ایجاد پستهای سازمانی بیمورد (صرفاً برای دریافت حقوق) شود. این عوامل، منابعی را که میتوانست صرف تحقیق و توسعه و افزایش بهرهوری شود، هدر میدهند و به ناکارآمدی کلی سیستم دامن میزنند.
نتیجهگیری:
در مجموع، “نگاه جزیرهای” تحقیق و توسعه را از نقش استراتژیک و حیاتی خود به عنوان موتور محرک نوآوری و رشد سازمان جدا کرده و به فعالیتی پراکنده، کمتأثیر و پرهزینه تبدیل میکند. برای ارتقاء سطح تحقیق و توسعه و افزایش رقابتپذیری در صنایع ایران، ضروری است که از تفکر جزیرهای فاصله گرفته و به سمت یکپارچگی ساختاری، همافزایی بینبخشی و اتخاذ رویکردهای استراتژیک در مدیریت زنجیره ارزش حرکت کنیم. پلتفرمهایی مانند پژوهشیار میتوانند در ایجاد این یکپارچگی و تسهیل ارتباطات بین بخشهای مختلف R&D، نقش مهمی ایفا کنند.

